|
روزي روزگـاري مـردمـانـي از راسـتكيشان اهـل سياست را ديدم كه چون به محفل و پـاتـوق دوسـتـان درآمدندي، آن گفتندي كه خلافش در جاهاي ديگر گفتندي. حـلـقـه بـهگوشان اقليم قدرتي را ديدم، كه چـون بـه حلقه ياران درآمدندي، گوش به حـلـقـه بـاهـم بـريـدنـدي. ثـنـاگويان عالي مـقـامـان تـخـتنـشـيـنـي را ديدم كه چون لـحـظـهاي از آنـان دورگـشـتندي، رفعتائ به نـقـادهـاي قـاهـر و بـيرحـم تـبـديـل گـرديدندي. تكريم و تعظيم و تـايـيـدكـنـنـدگـان اربـابـان قـدرتـي را ديـدم كـه چون از حضور خارج گـشتندي ناسزا گفتندي. محرمان رازهاي مگويي را ديدم كه چون تـرك حريم كردندي، رازها از پرده برون فكندندي. خودهاي بسيار خودي شده را ديدم كه چون ترك خودي كردندي، خود را به پشيزي به ديگري فروختندي.
|