از اين رو مشکلات اقتصادي و مطالبات معيشتي تبديل به مهم ترين دغدغه هاي مردم شده است و اکثر کانديداها بر شعارهاي اقتصادي تاکيد مي کنند و نويد رونق توليد و مهار تورم و کاهش بيکاري را به متن جامعه مي دهند. به اين ترتيب بايد گفت حساسيت کانديداها بر شعارهاي اقتصادي ناشي از حساسيت متن جامعه است.
از سوي ديگر دو برنامه مهم و اصلي که کانديداهاي اصلاح طلب بايد براساس آن عمل کنند يکي چشم انداز 20ساله و ديگري برنامه پنج ساله توسعه است که فعاليت ها طبق اين برنامه ها بايد پيش برده شود. به اين ترتيب در شرايط کنوني، کشور دچار خلاء قانوني نيست و آنچه نياز است وجود مجري قوي براي اين قوانين است چرا که دولت نهم با وجود موظف بودن به اجراي اين برنامه ها، آنها را ناديده گرفته و برنامه جايگزيني نيز براي آن نيافته است. بنابراين اصلاح طلبان نيازي به برنامه يي جديد ندارند و مي توانند در راستاي ادامه همان برنامه ها اقدام و در صورت بروز مشکل نيز به تغيير بعضي از قوانين اقدام کنند.
اما موضوع ديگري که امروز معمولاً در مباحث مردم مطرح مي شود اين است که مشکلات کشور چنان عميق و ريشه يي است که تفاوتي در کانديداهاي اصلاح طلب و اصولگرا وجود ندارد که چه کسي پست رياست جمهوري را از آن خود کند. بايد گفت اين ديدگاه، ديدگاه متن جامعه نيست و شايد تنها گروهي از نخبگان اين عقيده را داشته باشند.
مردم و متن جامعه با توجه به مقايسه عملکرد دولت اصلاحات و دولت نهم، قدرت تحليل و درک تفاوت ها را دارند و گرايش روزافزون مردم به اصلاح طلبان به اثبات اين ادعا مي پردازد. مردم با ارزيابي شرايط و موقعيت هاي مختلف، وجود کار اشتباه و نادرستي را که يک نفر انجام داده باشد به حساب همه گروه ها نمي گذارند.
از سوي ديگر نگراني گروهي از اصلاح طلبان از به اجماع نرسيدن شان شايد تا حدي بي مورد باشد چرا که وجود مهندس موسوي و مهدي کروبي با دو سبد راي متفاوت، باعث جذب قشرهاي مختلفي از مردم به سوي اصلاح طلبان مي شود. بر هيچ کس پوشيده نيست که هر يک از کانديداها در بين گروهي از مردم و جريان هاي سياسي محبوبيت دارند. ناگفته هم نماند که با توجه به اتفاقات اخير، اميد زيادي به اجماع و انسجام اصلاح طلبان وجود دارد.
* دبيرکل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي