در مراسم بزرگداشت دوم خرداد و حمايت از ميرحسين نبودي، خيلي يادت كردم. مخصوصا وقتي قسمتهايي از سرود «قسم به اسم آزادي» پخش شد. گفتم «آزادي» ياد انتخاب آزاد افتادم. دولت ميگويد انتخابات آزاد برگزار ميكند. ساني فكر ميكني معناي اين جمله چيست؟
الف) همه آزادند به احمدينژاد راي بدهند ؟
ب) همه آزادند راي بدهند ما هم آزادي هر طور خواستيم راي را بشماريم؟
ج) اين شوخيهاي جلف اصلاحطلبانه براي دولت نهم قباحت دارد؟
د) يه چيزي ميگي ها! ساني در اين نامه ميخواهم كمي در مورد مراسم بنويسم.
راستش يك ساعتي كه از مراسم گذشت من تصور ميكردم نكوداشت آقاي احمدينژاد است چون همه از او صحبت ميكردند بعد كه به صحبتها دقت كردم ديدم خيلي هم به «نكوداشت» شبيه نيست، انصافا! يك كليپ پخش كردند كه در آن وقتي عكس يك آقاي خوشتيپي ديده شد مردم خيلي دست زدند. من فكر كردم او كانديداي رياست جمهوري است كه مردم اينقدر هيجانزده شدهاند، سوال كردم، گفتند نه او دكتر شريعتي است. ساني گمانم دكتر شريعتي حتي قصد كانديدا شدن هم نداشته باشد چون سالهاست از دنيا رفته است! در اين مراسم هركس داخل سالن بود، سبز پوشيده بود، عده زيادي هم به داخل راه پيدا نكردند و آنقدر آن پشت ايستادند تا زير پايشان علف سبز شد و فكر ميكنم اينطوري ميخواستند همبستگيشان را با افراد داخل سالن نشان بدهند!
ساني عزيزم، در آخر مراسم آقاي خاتمي سخنراني كرد و من فقط يك مقدار معتنابهي سوت و جيغ و دست و خاتمي دوستت داريم شنيدم. اساسا احساس كردم مردم يكجور آلرژي خاص به خاتمي دارند كه تا او را ميبينند ديگر در صندليشان بند نميشوند! چكيده حرفهاي خاتمي اين بود كه به ميرحسين راي بدهيم و خيلي به ميرحسين راي بدهيم. يك سرودي هم پخش شد كه ميخواند «سر اومد زمستون ...» دلمان لرزيد، امان از لرزيدن دل. عجالتا و كماكان تا ميرحسين، يك ياحسين.